محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
216
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
مروت دستگاه برد و خان او را بخانهء رضا قلى بيگ كه ايشيك آقاسى شاهزادهء سعيد شهيد بود فرستاد و آن نمك به حرام ديگر ، آن [ از ] سگ كمتر را در خانه برده دو - شبانه روز او را در صندوقى محافظت نمود و بعد از وقوع اين حادثهء جانسوز ، در همان روز اردو از آن محل كوچ كرده « 1 » متوجه دار السلطنه قزوين شدند . اما چه گويم كه از حدوث آن واقعه كه نمونهء روز رستخيز بود چه مصيبت به اركان دولت اين دودمان رسيده و چه شرح دهم كه از ظهور آن قضيهء شنيعه كاروبار اهالى ممالك ايران بكجا كشيد ؟ شعر دريغ از جهانبانى او دريغ * دريغ از زر افشانى او دريغ دريغ آن شجاعت پناهى كه بود * ز تيغش سراسيمه چرخ كبود دريغ آن شهنشاه اقليم گير * كز اقليم گيرى نبودش نظير دريغ آنكه بودى جهان را پناه * ملاذ رعيت معاذ سپاه شهيد است و داريم از حق اميد * كه محشور گردد به شاه شهيد روانش ز حق دم بدم شاد باد * سر روضهاش جنت آباد باد و چون مقرر بود كه موكب ظفر قرين بدار السلطنهء قزوين لواى نهضت برافرازند و نعش همايون شاهزادهء شهادت مقرون را بخطهء متبركهء اردبيل برده مدفون سازند جمعى مصحوب نعش مغفرت بخش ، يك منزل پيش از اردو روانه شدند و رضا قلى بيگ بعد از دو روز ، باستصواب و مصلحت بينى خان عالمسوز ، آن بدبخت « 2 » شقاوت اندوز را به چيزى چند تسلى كرده « 3 » رخصت كردند كه بهرطرف خواهد برود و آن ملعون شب از آن منزل بيرون آمده سراسيمه بهرجانب ميدويد . قضا را آتشى از دور ديد تصور كرد كه الوسى باشد ، خود را به آنجا رسانيد كه آنشب را در آنجا بسر
--> ( 1 ) - م : نموده ( 2 ) - م : بخت . ( 3 ) - م : كردند